تولد
نیکای عزیزم بودنت بهترین سرود زندگیست... دو سال گذشت دوسال پر از ترس هاس مادرانه پر از اشک های عاشقانه، پر از مسئولیت های پدرانه و پر از خنده های دلربای تو دیگر آن طفل کوچکی نیستی که جز آغوش من پناهگاهی نداشتی. بزرگ شده ای، قد کشیده ای، حرف میزنی، حرف هایی که تنها مترجم زبانش من هستم... تو بزرگ می شوی و من برای روزهای گذشته دلتنگ می شوم. دلبندم 730روز از آمدنت می گذرد ولی این روزها برای من زود گذشته اند. چطور می شود در حضور فرشته ای معصوم و کوچک گذر زمان را حس کرد؟ فرشته ای که بوی عشق می دهد، بوی ناب خداوندی را... این روزها فقط می خواهم کنارت باشم. ساعت ها به تو خیره شوم و به...









